آریانآریان، تا این لحظه: 16 سال و 25 روز سن داره

آریان جون

سرماخوردگی آریان

آریان جونی به شدت سرماخورده و صداش گرفته و به شدت هم آبریزش داره.همه اینا باعث شده پسرم بداخلاق بشه. آریانم اینقدر مریضه که چشاش یکسره قرمزه و همینطوری اشک میاد.بازم دو روز پیش رفتیم دکتر اما باید دوره مریضیش طی بشه. الهی فدای اون چشای مریضت بشه مامان اما وقتی تو اتاق خودش با اسباب بازیاش سرگرمه خیلی تماشایی میشه.با تمام اهنگای اسباب بازیهاش میرقصه و هرکدوم رو که گفت باید روشن کنیم.تازه خودشم بلده هر اسباب بازی از کجا روشن میشه و رو  همون نقطه دست میذاره که ما روشن کنیم. تازگیا هر چیز خوردنی که میبینه میگه به امشب که تو بینیش داشتم قطره می ریختم یهو تکون خورد و بینیش درد اومد.بعد کلی گریه داشتم بهش شیر ...
8 شهريور 1390

مشکلات بعد از کارواش آریان

آریان دوسه ماهی میشه که هروقت میخوام چسب پوشکش بذارم و ببندمش خیلی اذیت میکرد و حتما باید یه نفر بود که باهاش بازی کنه یا با کلی اسباب بازی تا به زور می تونستم ببندمش.همیشه هم نهایتا کلی گریه و زاری میکرد. اما چند روز پیش وقتی داشت فرار میکرد که نبندمش بلند گفتم: هاپوووووو بیا هاپوووووووو دیدم یهو برگشت و تکون نخورد.منم به راحتی بستمش.الان دو سه روزی هست که با این شیوه راحت شدم.  ...
8 شهريور 1390

آریان در حال مبل نوردی

عسلم این روزا از مبل و تخت و هر چیز مرتفعی بالا میره و اگه قدش نرسه پاهاشو به زحمت تا آخر میبره و بالا و بعد جیغ میزنه. الهی مامان قربون اون مخت بره که همه چی حالیت میشه.وقتی می خواستی بیای پایین داشتی دستاتو میاوردی و نزدیک بود با کله بیای پایین. که مادرجون بهت گفت پسری اول پاتو بذار پایین. تو هم خیلی قشنگ اول پاتو اوردی و به راحتی اومدی پایین.  ...
8 شهريور 1390

آریانم خوب نشده

گل مامانی هنوز مریضه و انگاری داره سرما میخوره.آخه صداشم گرفته. پسرم خیلی بیحاله و تمام روز رو گریه میکنه.خودمم دارم سرمامیخورم.اخه گلوم درد میکنه.کاش مریضیهای پسرمم من بگیرم و نبینم که قندعسلم اینطوری بیحال و مریضه. وقتی گریه میکنه چشماش به حدی قرمز میشه و چنان اشکهایی میریزه که دل آدم کباب میشه براش.   
5 شهريور 1390

گلم مریضه

الان دو روزه که پسرنازم مریضه و همش تب داره. دیروز ظهر تب داشت و کلی هم بالا آورد. دیشب با بابایی بردیمش دکتر.دکتر گفت یه مریضی ویروسی که خیلی شایع هم شده.اسهال و استفراغ وتب. الهی مامان بمیره براش .پسر شیطون و بلای من اصلا حوصله نداره.تمام روز رو چسبیده به من و بغل هیچکی نمیره .آخه گلم داره دندون هم درمیاره. وقتی میخوام بهش دارو بدم تا داروها رو میبینه فرار میکنه و بعدش هم کلی گریه میکنه. بابایی تو بغلش نگهش میداره و من به سختی دارو رو میریزم تو دهنش. آریان جونم شیشه شربت رو نشون میده و میگه بووووووو. از دیروز تا حالا هم غیر از شیر هیچی نخورده.  عروسکم الهی تمام درد و بلات بیاد توی جون مامانی و تو خوب بشی . به...
2 شهريور 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آریان جون می باشد