گل مامانی یه هفته ای میشه که تعداد دندوناش به ده رسیده که خیلی خیلی اذیتش کرد. البته دو تا دیگه تو راه داره که امیدوارم خیلی اذیتش نکنه. این روزا سرم یه کوچولو شلوغه.اخه دو سه جلسه ای میشه که میرم کلاس خیاطی و از اونجایی که وقت ازاد و مفید بنده شبها بعد از اینکه اریان خوابید آغاز میشه این شبها مشغول خیاطی میشم و تا کارام تموم بشه وقتی نمی مونه که بیام نت. دلمون به شدت برای همه ی دوست جونامون تنگ شده. اریان یاد گرفته بگه آب هاپو چی میگه؟ ببعی چی میگه و بوقلمون چی میگه .این ها هم به اطلاعات عمومیش اضافه شده. میگم مامانی چند تا پسر داره ؟با اون انگشتای نازش یک رو نشون میده.اینطوری: طلای مامان به شدت نماز میخونه و سر...