آریانآریان، تا این لحظه: 16 سال و 25 روز سن داره

آریان جون

اریان خطر

دیروز اریان رو پام دراز کشیده بود منم داشتم سیب پوست میگرفتم که یهو با یه حمله ناگهانی یه لگد به دستم زد که باعث شد چاقو  خورد تو انگشت شستم.خیلی خون اومد.هرچی نگهش میداشتم بازم همینطور خون میومد چون خیلی عمیق فرو رفت تو دستم.مادرشوهرم خیلی اصرار کرد که بیا بریم بخیه ش کنیم اما چون می ترسیدم نرفتم.پسر نازم هم بعداز این عملیات خودش کلی گریه کرد که دست پیش بزنه پس نیفته. امروز خدا رو شکر بهتر شده. اینم اثر جرم : البته همه ی اینا فدای یه تار موی پسرم.پیش میاد دیگه   ...
20 مهر 1390

کادوی تولد مامان و بابا به آریان

آریان جونی از مامان و باباش یه ماشین خوشکل کادو گرفت که مبارکش باشه. وقتی تو مغازه بودیم و اول تنهایی سوارش شد با حرکت ناگهانی ماشین ترسید و تا چند روزی تنها سوارش نمی شد.بنابراین منو آریان باهم سوار می شدیم و بابایی ما رو راه میبرد .فقط دور و بر ماشین پرسه میزد و بوق میزد تا کم کم ترسش ریخت و حالا دیگه تنهایی توش میشینه: و البته چون نمیذاره کمربندشو ببندیم دور بالش بستیم که سرش به ماشین نخوره ...
19 مهر 1390

تولد آریان عشق زندگیم

دا ره بارون میاد  خوب نگاه کردم. . . .  هوا که ابری نبود... اون فرشته ها هستن که دارن گریه میکنن...... آخه یکی ازشون کم شده سالروز تولدت را تسلیت میگم به فرشته های آسمون !   چون یک سال پیش ازشون جدا شدی   اما تبریک میگم به خودم چون فرشته زمینی من شدی   ای عزیزترین تولدت مبارک . .     تولد تولد تولدت مبارک   مبارک مبارک تولدت مبارک   بیا یه آرزو کن ؛بعدش شمعاتو فوت کن   عزیز مامان سه ساعت و 48 دقیقه به تولدت مونده تو این یه سالی که تو زندگیمون بودی بهترین لحظه ها رو با هم پشت سر گذاشت...
19 مهر 1390

کیک تولد آریان جون

راستی کفش جق جقه ای که مامانم خریده هم پامه ها شنبه صبح هم با مامانی و بابایی رفتم آرایشگاه موهامو کوتاه کنم.اینقدر جیغ زدم و گریه کردم که بیشتر از این نتونست موهامو کوتاه کنه   ...
19 مهر 1390

آریان بعد واکسن

الحمدالله آریان گلم ایندفعه بر خلاف واکسن قبل زیاد اذیت نشد.این دو تا عکسم بعد از اینکه واکسن زدیم و اومدیم خونه ازش گرفتم الهی مامان قربون اون چهره ناز و معصومت بره.مثه یه مرد واکسن زدی و یه سی ثانیه ای بیشتر گریه نکردی بعدش باهم رفتیم بازار.البته چون کالسکه تو نبرده بودیم تو بغلم بودی.وقتی گفتم امروز اریان حال کرد یه سره تو بغلم بود چنان ذوق کردی و محکم بغلم کردی.الهی فدات بشم که حالا دیگه همه چی رو متوجه می شی و سریع به حرفامون عکس العمل نشون میدی ...
19 مهر 1390

توانمندی های آریان در یکسالگی

شش تا دندون داری.دوتا بالا و چهار تا پایین قد 79 سانتی متر -وزن13 کیلو (بگید ماشالله) -دور سر 49 سانتی متر خودت دیگه قشنگ راه میری.نمیدونم روزی چند کیلومتر اما از کله سحر تا آخر شب یه ریز داری راه میری. بابا و ماما میگی البته ماما رو فقط زمانی که التماس دعا داری تا بغلت کنم میگی. به غذاها میگی به . بلدی بوس کنی،بشکن میزنی،دست میزنی و می رقصی،بای بای و تازه از همه چی بهتر بلدی کتک بزنی. وقتی بهت میگم اریان بخواب میری دراز می کشی و میگی خخخخخخخخخ(مثلا خروپف) وقتی تو ماشین نشستی بهت میگم گاز بده تو هم سفت فرمونو میگیری و میگی قاقاقاقا وقتی جاییت درد میگیره میگیریش تو دستت و میگی بو.بعدش بهت میگم بیا بوسش کنم.تو ...
19 مهر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آریان جون می باشد