آریانآریان، تا این لحظه: 16 سال و 23 روز سن داره

آریان جون

آریانم خوب نشده

گل مامانی هنوز مریضه و انگاری داره سرما میخوره.آخه صداشم گرفته. پسرم خیلی بیحاله و تمام روز رو گریه میکنه.خودمم دارم سرمامیخورم.اخه گلوم درد میکنه.کاش مریضیهای پسرمم من بگیرم و نبینم که قندعسلم اینطوری بیحال و مریضه. وقتی گریه میکنه چشماش به حدی قرمز میشه و چنان اشکهایی میریزه که دل آدم کباب میشه براش.   
5 شهريور 1390

گلم مریضه

الان دو روزه که پسرنازم مریضه و همش تب داره. دیروز ظهر تب داشت و کلی هم بالا آورد. دیشب با بابایی بردیمش دکتر.دکتر گفت یه مریضی ویروسی که خیلی شایع هم شده.اسهال و استفراغ وتب. الهی مامان بمیره براش .پسر شیطون و بلای من اصلا حوصله نداره.تمام روز رو چسبیده به من و بغل هیچکی نمیره .آخه گلم داره دندون هم درمیاره. وقتی میخوام بهش دارو بدم تا داروها رو میبینه فرار میکنه و بعدش هم کلی گریه میکنه. بابایی تو بغلش نگهش میداره و من به سختی دارو رو میریزم تو دهنش. آریان جونم شیشه شربت رو نشون میده و میگه بووووووو. از دیروز تا حالا هم غیر از شیر هیچی نخورده.  عروسکم الهی تمام درد و بلات بیاد توی جون مامانی و تو خوب بشی . به...
2 شهريور 1390

بوووووووووووو

آریانی مامان یادگرفته هرچیزی رو که میبینه مثل چایی انگشتشو تکون میده  و میگه                         بووووو. البته میگه که ما بدونیم و دست نزنیم.چون باز خودش میره سمتش و میخواد که بهش دست بزنه . مامانی دو سه روز پیش واسه پسرش یه تلفن خرید که آهنگ میزنه.وقتی آریانم تلفنو دید اینقدر خوشحال شد که فکرشو نمیکردم.حالا گوشی رو گرقت و یه سره میگفت اووووو اووووو اووووو حالا حرف زدنش گل کرده بود عزیز دلم  ...
29 مرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آریان جون می باشد