واااای از دست تو وروجکم.امروز خیلی خستم کردی. تمام روز نق زدی و گریه میکنی که بغلت کنم.الان چند روزه بازم بداخلاق شدی.همین که موقع افطار میشه که دیگه شورشو درمیاری.تمام سفره رو بهم میریزی و فقطم دنبال چیزای خطرناکی. خیلی خیلی شیطون شدی نمیدونم باید باهات چیکار کنم.همش قهر میکنی و دست و پا میزنی و اطرافیان رو کتک میزنی. امروز کلی باهات دعوا کردم و وقتی که تحویلت نمیگیرم بیشتر عصبانی میشی.اما وقتی میبینم گوله گوله اشک میریزی دلم واست کباب میشه.میترسم این اخلاقای زشت رو سرت بمونه. راستی بابایی دیروز بهت میگفت منو محکم بغل کن.توهم سفت میچسبیدی بهش. امروز بهت گفتم موبایل بابایی رو بده بهش تو فقط نگام کردی اما وقتی بابایی گفت الو ر...