ممنون
مامانی داشت سالاد درست میکرد.گفت آریان بیا خیار بدم بهت.آریان تندی دویید و اومد خیار و ازم گرفت و گفت: مم مو ( =ممنون)
الهی مامان فدای تو اون ممنون گفتنت بشه.
وقتی داری کاری می کنی می گم آریان اجازه گرفتی؟ یه انگشتت رو میاری بالا و می گی اداده؟؟؟
امشب رفتی دم در اتاق دایی ولی تو نرفتی.گفتی دایی اداده؟؟
این روزا همه ی کلمات رو سعی می کنی تکرار کنی البته خیلی ها رو هم اشتباه می گی اما همون قدر که ریتمش و میای منو بابایی کلی ذوق می کنیم.هر روز با شیرین کاریات بیشتر دلمو میبری وروجک
خیلی خیلی دوستت دارم عشق مامان.
:::: دیشب آریان جونم ساعت 3 صبح به شدت تب کرد و براش شیاف گذاشتم تا بخوابه شد ساعت 5:30.امروز غروب هم کمی تب داشت.شب قبل خواب بهش تایلوفن دادم.خدا کنه امشب دیگه تب نکنه.
الان باید زودتر بخوابم چون دیشب تازه ساعت پنج و نیم خوابیدم تا 9.اما الان به شدت دلم می خواد farm frenzy بازی کنم.فقط یه خورده.سعی می کنم زود بخوابم اما قول نمی دم.


ممنون
