پنج شنبه 4 آبان
امروز صبح پسری رو بردم بیرون.رفتیم پارک تا یه کم حال و هواش عوض شه.براش بستنی خریدم.علیرغم علاقه ای که به بستنی داره فقط یک قاشق خورد و بقیش رو ریختم دور.
اومدیم خونه موقع ناهار می گفت ناهار بده گرسنمه.منم با ذوق براش غذا یختم اما پسری نتونست بخوره.باز هم دهنش درد و اومد و گریه میکرد.دیگه من و بابایی داشتیم دیوونه میشدیم.پسرم گرسنش بود و نمی تونست غذا بخوره.
با معده خالی فقط بهش دارو میدادم.باباش دستاشو نگه میداشت تا بهش دارو بدم هی گریه میکرد و زار میزد بابایی دستمو نگیر.دارو نمیخورم. خوابید و بیدار شد دیدم دیگه از ضعف بیحال شده.صورتش زرد زرد شد.به بابایی گفتم پاشو ببریمش بیمارستان شاید بستریش کنن یا سرمی چیزی بدن.بچم داره از دست میره.
رفتیم بیمارستان مثلا تخصصی کودکان امیرکلا.اما گفت پنج شنبه ها و تعطیلات متخصص نداریم.اینم از بیمارستان تخصصی.گفت پنج شنبه ها فقط درمانگاه تخصصی احیا تو بابل متحصص داره.رفتیم اونجا.خدا عمرش بده دکتر علیزاده بود.گفت یه نوع ویروس گرفته و چون زیاد تب کرده تمام دهن و حلقش آفت زده.خود دکتر وقتی این همه افت رو دید تعجب کرد.گفت بچه حق داره چیزی نمیخوره.بعدش یه سرم نوشت براش و همونجا زدیم.

خدا رو شکر بعد سرم عزیز دلم یه خورده سرحال شد.دکتر یه ژل بیحس کننده هم داد گفت قبل غذا بزن به لبش تا دردش نیاد بتونه غذا بخوره. و آنتی بیوتیکش رو دو تا دکتر قبلی که بردیم بهش دادن گفت قطع کنین چون آفت رو بدتر می کنه.
خدا رو هزار مرتبه شکر بالاخره امشب پسرم پیشمون شام خورد.دقیقا از سه شنبه ناهار تا امشب پنج شنبه شام عشقم هیچی هیچی جز آب نخورد. امشب وقتی آریان جونم شام خورد من و بابایی از خوشحالی گریمون گرفت.
پسری اگه بدونی چقدر برامون عزیزی.بدونی که تموم دنیای من و پدرتی.تمام این روزها بابا هم همراه تو هیچی نمیخورد.می گفت پسرم گرسنشه از گلوم پایین نمیره.امشب یه شام سه نفره عالی خوردیم.بابایی برامون ساندویچ خرید .این خوشمزه ترین ساندویچی بود که تو تمام عمرم خوردم.
خدایا خودت مراقب تمام کوچولوها باش.افت های دهن پسرم رو هم زودتر خوب کن تا راحت بشه.من خودم همیشه دهنم آفت میزنه و میدونم چه زجری میکشی نازنینم.
چون خودم این چند روز خواب و خوراک درست و حسابی نداشتم خیلی خسته ام.امشب میرم زودتر بخوابم.در اسرع وقت به همه شما دوستای گلم سر میزنم.برامون دعا کنید.
راستی پیشاپیش عید قربان همتون مبارک.
به امید آنکه غم هایتان قربانی شادیهایتان گردد.


پنج شنبه 4 آبان
