ممنون
مامانی داشت سالاد درست میکرد.گفت آریان بیا خیار بدم بهت.آریان تندی دویید و اومد خیار و ازم گرفت و گفت: مم مو ( =ممنون) الهی مامان فدای تو اون ممنون گفتنت بشه. وقتی داری کاری می کنی می گم آریان اجازه گرفتی؟ یه انگشتت رو میاری بالا و می گی اداده ؟؟؟ امشب رفتی دم در اتاق دایی ولی تو نرفتی.گفتی دایی اداده ؟؟ این روزا همه ی کلمات رو سعی می کنی تکرار کنی البته خیلی ها رو هم اشتباه می گی اما همون قدر که ریتمش و میای منو بابایی کلی ذوق می کنیم.هر روز با شیرین کاریات بیشتر دلمو میبری وروجک خیلی خیلی دوستت دارم عشق مامان. :::: دیشب آریان جونم ساعت 3 صبح به شدت تب کرد و براش شیاف گذاشتم تا بخوابه ...
نویسنده :
مامان آریان
0:39







