آریانآریان، تا این لحظه: 16 سال و 25 روز سن داره

آریان جون

چهلم

امروز چهلم زندایی بابا امید بود.غروب رفتیم سرمزار و شب هم خونشون شام دهی داشتن.یه ساعتی رو بنده به خاطر دل گل پسر تو کوچه قدم زدیم.هی می گفت این بر ، اون بر ،بالا ، پایین. تا باباش اومد و یه نفس راحت کشیدم. تو کوچه وسط خیابون نشست و به منم می گفت: مچین (بشین) بعدش با صدای بلند می گفت : جیییییییییییش   ...
22 ارديبهشت 1391

اریان بلای مامان

وروجکم این روزا به شدت بلا و ناقلا شده. وقتی صدام میزنه و میگه مامانی بدو و جوابشو نمیدم خودشو میندازه زمین  و مثلا زمین خورده اینقدر صدام می کنه تا برم بوسش کنم و بیارمش. امروز داشت بی هوا راه میرفت سرش خورد به جایی.من حواسم بهش بود ولی نگاش نمی کردم.یه نگاه به من کرد وقتی دید من نگاش نمی کنم خودش یه بوس رو دستش گذاشت و بعد دستشو زد به پیشونیش. صبح وقتی می خواستم بهش دارو بدم فرار کرد و دستشو  گذاشت رو چشاش.به نظر خودش قایم شد.رفتم پیشش ولی هرچی صداش میکردم ریز ریز می خندید و جواب نمیداد. موقع غذاخوردن هرچی که میخوره به من و باباش هم میده.مثلا اگه آب می خواد وقتی براش آب میریزم میگه بابایی.حتما باید برای باباش هم ...
20 ارديبهشت 1391

بازم امید

دکتر برای مادرجون 30 جلسه پرتو درمانی مجدد نوشته . گفته تا ببینیم خدا چی می خواد.اولین جلسه ش هم از روز مادر شروع میشه.خدایا به حق تمام مادرها و زحماتی که می کشن دوباره ناامیدمون نکن. جواب آزمایش آریان رو هم بردم دکتر گفت یه مقدار عفونت داره.دارو داد تا یک هفته باید بخوره. چند تا عکس از وروجک:                                     این کار هم سرگرمی جدید آریانه بلوزشو میده بالا و با شکمش ساز میزنه: این روزا که به شدت بی حوصله ام آریان هم تا جایی که میتونه اذیتم می کنه.لج می کنه و گریه های بیخ...
17 ارديبهشت 1391

اریان تب دار

از دیشب ساعت 4 صبح آریانی تب داره اونم از نوع شدیدش. تمام امروز داشتم پاشویت میکردم.استامینوفن تاثیری روت نداره.حتی شیاف هم که میذارم شاید یه ساعت  تبت رو کم می کنه اما قطع نمی کنه. امروز بعدازظهر رفتیم دکتر.آریان فقط تب و لرز شدید می کنه و علائم دیگه ای نداره.دکتر براش آزمایش نوشته. الهی برات بمیرم.فردا باز باید سوراخ سوراخت کنن تا ازت خون بگیرن. الانم به سختی خوابوندمش. :::مادرجون رفت دکتر گفت یه دوره جدید شیمی درمانی فشرده تر یا اینکه دستشو قطع کنن.چون علیرغم شیمی درمانی قبلی دوباره تومورش رشد کرده. خدایا کمی آرامش و صبوری..... دوستای گلم حالم خیلی بده.برامون دعا کنید. تا بعد   :::بعدانوشت: د...
15 ارديبهشت 1391

چرا

چرا امروزم مثه دیروز و فرداست                        این چه تقدیر سیاهیه خدایا بذار این سوالو از خودت بپرسم                          این تقاص چه گناهیه خدایا با توام آی روزگاری که گرفتی                         از دل ساده من دلخوشیاشو فکر کنم منو تو من بعد بی حسابیم آی زمونه بیا بی خیال ما شو ...
15 ارديبهشت 1391

آریان و پشه و هاپو

در طول دو سه شب گذشته چیزی از صورت و دست و پای پسرم نمونده چون جناب پشه همه صورت پسرم رو گل کاری کرده. اخه قربونش بشم خیلی حساسه .هرجایی رو که پشه میزنه فوری ورم می کنه.فردا از صحنه جرم پشه عکس میگیرم و براتون میذارم. میگم آریان صورتت چی شده؟ آریان میگه: پته   امروز آریان رفت تو حیاط و سراغ شیر آبو خودشو حسابی خیس کرد.وقتی می خواستم لباسشو عوض کنه مثله همیشه فرار میکرد و نمیذاشت که یهو صدای سگ اومد. منم گفتم نه هاپو نیا آریانو نخور.اریان خودش میاد لباس می پوشه.نه هاپو برو.هاپو نیا.اریان هم تندی اومد لباسشو عوض کردم.و هی می گفت هاپو نیا نیا. منم کلی دعا به جون خود سگ و امواتش کردم که کار منو راه انداخت. ...
12 ارديبهشت 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آریان جون می باشد