سیسمونی دختر خاله
امروز صبح من و مامانی و خاله و پدرجون و مادرجون رفتیم تخت و کمد دخترخاله رو هم خریدیم و بعداز ظهر رفتیم اتاقشو چیدیم.اتاقت خیلی خوشکل شده دخترخاله.من و پریا هم تا می تونستیم اتیش سوزوندیم و هیچ وسیله ای از دست ما در امان نبود. حالا دیگه منتظر اومدن دخترخاله هستیم. منم سعی می کنم حسودی نکنم بهش ولی قول نمیدم.اخه یه کوشولو ازین کارا میکنم.مثلا امشب که مادرجون پریا رو بغل کرده بود من رفتم تو بغلش و پریا رو کتک میزدم که بره. ...
نویسنده :
مامان آریان
0:07




